توازدوردست ها آمده ای به من نظاره کن
در میان عاشقانت تنها به من اشاره کن
مراجدا کن از تمامی دوستدارانت
آنگاه انهمه بی شمار را شماره کن
همه را بسوزان و پر از شراره کن
از سوختن آنها خوشم خنده ای دوباره کن
تمام نوشته های مرا به دیدگانت ببوس
باقی نوشته هاروبه اشاره ای پاره کن
مرا از شاخه زندگی بچین و گوشواره کن
ویا در پهنای آسمانت درخشانترین ستاره کن
گوشه ای ز مهرت به من نشان بده
وتا ابد مرا برای چشمانت آواره کن
?
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط
شعیب |
پیوند |