تبليغاتX
ندای شعیب
 
ندای شعیب

 

استاد رویت را به ما نشان بده (تمامی دوستداران شعر جلال)
? نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385 ساعت 1:17 قبل از ظهر توسط  شعیب | پیوند |

من از طرف استاد جلال برادر بزرگ و فهیم من که واقعا

 

 

حق استادی بر گردن من داره و من هر چی دارم از او

 

 

دارم قول میدم که به زودی استادجلال وبشو راه میندازه

 

 

و همه از دانشش بهره مند میشیم و کدورت بین استاد

 

 

و خواهر خوبم .......هم بر طرف خواهد شد.

 

انشالله

? نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385 ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط  شعیب | پیوند |
سکوت

وقتی نفس تو سینت راه فرار نداره

بزار که ابر چشمات رو گونه هات بباره

وقتی یه جا می شینی که رو بروت سرابه

فرصت بده به چشمات تا ساعتی بخوابه

وقتی که زخم زنجیر رو شونه هات می شینه

نگاه مهربونت رنگ غمو میبینه

وقتی که با کلامت غزل نمیشه آغاز

فریاد تو شکسته به زیر پای سرباز

وقتی که هر ترانه بغضی بشه تو سینه

بهتره که نزاری کسی تو رو ببینه

وقتی رو بوم قلبت سیاه بشه زمینه

سفید معنا نداره رنگ سکوت همینه  

 

? نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385 ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط  شعیب | پیوند |
 
درباره ما
وبلاگ
نوشته های پیشین
پیوندها